چهارشنبه ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۰

افول «سرویس مخفی» آمریکا جلوی دوربین‌ها| حساس‌ترین نهاد امنیتی آمریکا از درون پوسیده است

در تصویرسازی رسانه‌ای از «سیستم» آمریکا، به واسطه‌ی تاثیرات درازمدت شبکه‌های خبری جریان اصلی و دراماتیزه شدن ماجرا توسط هالیوود، معمولا یک کُلّ منسجم، ارگانیک، بدون خلل و فرج و حرفه‌ای عرضه می شود.
کد خبر : ۷۳۵۹۱۸

به گزارش صراط به نقل از فرهیختگان، در تصویرسازی و بازنمایی رسانه‌ای-القایی از «سیستم» ایالات متحده، به واسطه‌ی تاثیرات درازمدت شبکه‌های خبری جریان اصلی و دراماتیزه شدن ماجرا توسط هالیوود، معمولا یک کُلّ منسجم، ارگانیک، بدون خلل و فرج و صد در صد حرفه‌ای و کاربلد از نیروهای امنیتی و نظامی این کشور در ذهن مردم سایر نقاط دنیا و البته مردم خود آمریکا وجود داشت(و هنوز هم تا حد زیادی وجود دارد).

وبگاه تحلیل امور امنیتی و نظامی «South Front»، در گزارشی تفصیلی(۲۷ آوریل)، روند اشتباهات مکرّر و فزاینده در مکانیسم و عملکرد «سرویس مخفی»، یکی از حساس‌ترین نهادهای امنیتی ایالات متحده، را که وظیفه‌ی اصلی آن حفاظت از رییس‌جمهور و مقامات بلندپایه‌ی رژیم تروریستی آمریکاست، مورد بررسی قرار داده است.

نکته این‌جاست که به واسطه‌ی این تصاویر «القایی»، در بسیاری از کشورهای دیگر، از جمله کشور خود ما، عموم مردم گمان می برند که ضعف‌های سیستمی یا نقص عملکردی، چیزی مختص به کشور خودشان است، و در «ابرقدرت» دنیا، همه‌چیز مثل ساعت و با دقتی «کوانتومی» در حال چرخش است. بازنشر این گزارش نسبتا بلند، از منظر دادن بینشی درونی، به نقص‌های عمیق در ساز و کار و عملکرد یکی از حساس‌ترین نهادهای امنیتی قدرت «هژمون» دنیا، یعنی آمریکا، بسیار مفید و قابل‌تامل خواهد بود.

جلوی دوربین ثبت شد: یک مهاجم مسلح به تفنگ ساچمه‌ای از کل حلقه محافظتی سرویس مخفی ایالات متحده در هتلی در واشینگتن که دونالد ترامپ در آن در حال شرکت در شام خبرنگاران کاخ سفید بود، پیشی گرفت،

مردی مسلح به تفنگ ساچمه‌ای در ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ در مرکز واشینگتن، از حلقه محافظتی رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور فعلی ایالات متحده پیشی گرفت. آن قابِ تکی از تصاویر، یک استثنا نیست — بلکه تصویر پایانی فیلمی است که حلقه‌های آن، یکی پس از دیگری در حال شکست، در سراسر دوران ترامپ و اواخر دوران بایدن در حال پیمودن بوده است.


سؤال دیگر این نیست که آیا سرویس مخفی ایالات متحده مشکل دارد یا خیر.

سؤال این است که آیا این سازمان اصلاً هنوز به عنوان یک سرویس حفاظتی عمل می‌کند یا نه.

سه آسیب‌شناسی

برای درک اینکه چرا آن تفنگ ساچمه‌ای به سالن رقص رسید، باید از برخورد با هر نفوذ به عنوان یک خبر جداگانه دست کشید و سازمان را به مثابه یک بیمار در نظر گرفت. هر رویداد در این پرونده از همان دی‌ان‌ای مشترک برخوردار است: سرویس مخفی صرفا دچار " یک سری شب‌های بد" نیست، بلکه سه آسیب‌شناسی مزمن از خود نشان می‌دهد که مانند ساعت تکرار می‌شوند.

اول، حلقه بیرونی نفوذپذیر: افرادی که از حصار بالا می‌روند، از دروازه می‌دوند، یا مهاجمان مسلح، قبل از اینکه حلقه داخلی متوجه آنها شود، به حصار داخلی می‌رسند.

دوم، لایه میانی ناصادق: مدیریت انکار می‌کند که درخواست‌های تقویت نیرو هرگز رد شده است، اطلاعات تهدیدات را سرکوب می‌کند، و به جای پاسخگویی، استعفا می‌دهد.

سوم، هسته انسانی توخالی: پرسنل خسته و کم‌صلاحیت همچنان به محافظت از افراد اصلی گمارده می‌شوند، در حالی که آمادگی جسمانی آن‌ها تأیید نشده و گواهینامه‌های سلاح گرم آن‌ها منقضی شده است.

وقتی از طریق این چارچوب تشخیصی نگاه کنیم، گاه‌شماری زیر دیگر به عنوان فهرستی از شرمندگی‌ها عمل نمی‌کند. بلکه به یک منحنی صعودی تبدیل می‌شود — هر حادثه یک رسوایی جداگانه نیست، بلکه نشانه منطقی بعدی از همان بیماری تداوم‌یافته است. این منحنی، به طرز مناسبی، نه با یک مرد مسلح، بلکه با یک کودک نوپا آغاز می‌شود.

خط پایه تاریخی: پیش از شروع زنجیره

پیش از دنبال کردن توالی مدرن از حصار کاخ سفید در سال ۲۰۲۳ تا سالن رقص در سال ۲۰۲۶، لازم است ثبت کنیم که هیچ‌یک از سه آسیب‌شناسی فوق، اختراعات اخیر نیستند. همان سازمان بیش از یک دهه پیش نیز به همان شیوه‌ها شکست می‌خورد — و واکنش نهادی در آن زمان الگویی را ایجاد کرد که بعد از باتلر تکرار می‌شد: استعفای یک مدیر، یک سری گزارش، و بدون بازاندیشی فرهنگی.

آوریل ۲۰۱۲: رسوایی کارتاگنا

پیش از نشست سران قاره آمریکا در کلمبیا، یازده مأمور و افسر سرویس مخفی، به همراه پنج پرسنل نظامی، تا بیست زن تن‌فروش را به هتلی آوردند که از قبل برای باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت، امن‌سازی شده بود. این رسوایی تنها زمانی فاش شد که یک مأمور از پرداخت پول به یکی از زنان خودداری کرد — نه به دلیل این‌که هیچ کنترلی داخلی آن را کشف کرده باشد.

افول «سرویس مخفی» آمریکا جلوی دوربین‌ها/ حساس‌ترین نهاد امنیتی آمریکا از درون پوسیده است+ عکس و فیلم
محل پارتی ماموران سرویس مخفی قبل از وقوع رویداد امنیتی
افول «سرویس مخفی» آمریکا جلوی دوربین‌ها/ حساس‌ترین نهاد امنیتی آمریکا از درون پوسیده است+ عکس و فیلم
هتلی که ماموران سرویس مخفی زنان تن‌فروش را به آن برده بودند
تحقیقات بعدی بازرس کل وزارت امنیت داخلی به این نتیجه رسید که سوءرفتار یک رویداد مجزا نبوده است، که مستقیماً با موضع اولیه عمومی سازمان در تضاد بود. کارتاگنا اولین نمونه مستند اولیه از رفلکس نهادی — انکار اول، تحقیق بعد — است که در انکارهای ۲۰۲۲–۲۰۲۴ درخواست‌های تقویت نیرو برای تیم محافظت ترامپ، کلمه به کلمه دوباره ظاهر می‌شود.

سپتامبر ۲۰۱۴: عُمَر گونزالس در ایوان شمالی

در غروب ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۴، عمر جی. گونزالس، کهنه‌سرباز ۴۲ ساله جنگ عراق، از حصار آهنی کاخ سفید بالا رفت، از چمن دوید و از درهای ایوان شمالی — که باز بودند — وارد شد، بر یک افسر زن در داخل غلبه کرد و همه راه را تا تالار شرقی رفت پیش از آن‌که نقش‌برزمین شود.
عمر گونزالس
بازبینی مداربسته بعداً نشان داد که یک زنگ هشدار نزدیک ورودی اصلی غیرفعال شده بود و یک واحد سگ نگهبان به دلیل اینکه مقامات منطقه را برای حضور تماشاگران شلوغ تشخیص داده بودند، رها نشد.

مدیر جولیا پیرسون ظرف چند روز تحت فشار کنگره استعفا داد — اولین تکرار الگوی «استعفا به جای اصلاحات» که کیمبرلی چیتل دقیقاً ده سال بعد بازتولید کرد. حلقه بیرونی نفوذپذیر که در زنجیره فعلی توضیح داده شده است، پدیده‌ای پس از ۲۰۲۳ نیست؛ در سال ۲۰۱۴ به صورت عملیاتی به نمایش درآمد و به طور رسمی به کنگره اذعان شد.
مارس ۲۰۱۵: حادثه رانندگی در حالت مستی در سنگر

شش ماه پس از گونزالس، در شب ۴ مارس ۲۰۱۵، دو مأمور ارشد سرویس مخفی — از جمله مارک کانلی، که در آن زمان معاون تیم محافظت از رئیس‌جمهور اوباما بود، و جورج آگیلوی، سرپرست ارشد از دفتر میدانی واشینگتن — یک خودروی دولتی را پس از یک مهمانی بازنشستگی در یک بار نزدیک، به سد امنیتی کاخ سفید کوبیدند، در حادثه‌ای که محققان آن را رانندگی مشکوک در حالت مستی تلقی کردند. خودرو، با چراغ‌های بالای سر روشن، از نوار امنیتی در صحنه یک تحقیقات فعال درباره یک بسته مشکوک عبور کرد.
هر دو مرد بی‌سروصدا به «وظایف غیرنظارتی و غیرعملیاتی» منتقل شدند، نه این‌که تحت پیگرد قانونی قرار گیرند یا مستقیماً اخراج شوند. این همان هسته انسانی توخالی است، یک دهه قبل از اینکه بازرس کل در سال ۲۰۲۵ همان تشخیص را به صورت مکتوب بیان کند — و یک هشدار اولیه که واکنش انضباطی سازمان به پرسنل ارشد خود، معمولاً استتار اداری است تا پاسخگویی.

آوریل ۲۰۲۳: اولین هشدار

اگر کارتاگنا، گونزالس و حادثه برخورد با سد امنیتی در سال ۲۰۱۵ قبلاً الگو را تعیین کرده بودند — انکار، انتقال، هرگز اصلاح نکن — آوریل ۲۰۲۳ جایی است که همان الگو بی‌سر و صدا تحت یک دولت جدید از سر گرفته شد.

در آوریل ۲۰۲۳، یک کودک نوپا از میان میله‌های حصار محیطی کاخ سفید عبور کرد و قبل از دستگیری به محوطه رسید. این لحظه بی‌آزار و تقریباً کمیک بود — کودکی که میله‌های آنچه قرار است امن‌ترین اقامتگاه روی زمین باشد را آزمایش می‌کرد. اما در نگاه به گذشته، این اولین نشانه عمومی سیستم بود: حلقه فیزیکی در حال حاضر توسط هر کسی که به اندازه کافی کوچک، یا به اندازه کافی مصمم باشد تا شکاف‌ها را امتحان کند، قابل شکست بود.

افول «سرویس مخفی» آمریکا جلوی دوربین‌ها/ حساس‌ترین نهاد امنیتی آمریکا از درون پوسیده است+ عکس و فیلم
کودکی که از حصار عبور کرد
آن‌چه اهمیت داشت، کودک نوپا نبود، بلکه سکوتی بود که به دنبال آمد. هیچ اقدام معناداری در پاسخ انجام نشد. هیچ بازنگری حصار، هیچ بررسی داخلی صادقانه، هیچ اعترافی مبنی بر اینکه خود حصار مشکل است، صورت نگرفت.

این بی‌عملی است که این رویداد را مستقیماً به آنچه پانزده ماه بعد در باتلر، پنسیلوانیا اتفاق افتاد، پیوند می‌زند. حصار حرف خود را زد؛ سازمان گوش نکرد. و در حالی که حلقه بیرونی نادیده گرفته می‌شد، یک تصمیم حتی مهم‌تر چند طبقه بالا گرفته می‌شد.

۲۰۲۲–۲۰۲۴ : انکار دو ساله

به گزارش نیویورک تایمز، سرویس مخفی دو سال منتهی به باتلر را صرف رد درخواست‌های مکرر برای تقویت تیم حفاظتی دونالد ترامپ کرد، در حالی که مدیریت علناً اصرار داشت چنین ردهایی «یک دروغ مطلق» است.
این سازمان همچنین استفاده از پهپادها برای نظارت بر محیط تجمعات را رد کرد.

این مرحله علّی و حیاتی در زنجیره است. مدت‌ها پیش از اینکه یک تفنگ روی پشت‌بامی در پنسیلوانیا ظاهر شود، یک تصمیم مدیریتی تیمی را که قرار بود آن را ببیند، از قبل نازک کرده بود. بنابراین باتلر آغاز بحران نبود؛ تاریخ سررسید قبضی بود که سازمان سال‌ها داشت آن را انباشته می‌کرد.

۱۳ ژوئیه ۲۰۲۴: باتلر

قبض در یک شنبه گرم و عصرگاهی در غرب پنسیلوانیا سر رسید.

توماس متیو کروکس ۲۰ ساله هشت گلوله از یک تفنگ به سبک AR از بالای ساختمانی در فاصله حدود ۱۵۰ متری از یک تجمع انتخاباتی ترامپ شلیک کرد، به گوش نامزد آسیب سطحی زد، شرکت‌کننده کوری کامپراتوره را کشت و دو نفر دیگر را زخمی کرد. ویکی‌پدیا این رویداد را به عنوان مهم‌ترین شکست امنیتی سرویس مخفی از زمان سوءقصد به رونالد ریگان در سال ۱۹۸۱ ثبت می‌کند.
بررسی‌های پس از مرگ مانند نقشه‌ای از آسیب‌شناسی‌های نامبرده خوانده می‌شوند.

یک گزارش دوحزبی سنا آن روز را «طوفان کاملی از شکست حیرت‌آور» نامید و به موانع بصری غایب، اطلاعات نادیده گرفته‌شده از تهدیدات، و تک‌تیراندازهای متقابلی که از تهدیدات معتبر بی‌خبر بودند، اشاره کرد. یک گزارش گراسلی GAO بعداً فاش کرد که سازمان اطلاعات تهدید را ده روز پیش از تجمع دریافت کرده و در داخل به اشتراک نگذاشته بود — پیامد عملیاتی مستقیم لایه انکار که در بالا توضیح داده شد.

مجازات این فروپاشی تقریباً در پیش‌پاافتاده‌بودن خود، طنزآمیز بود: شش مأمور با مرخصی بدون حقوق ۱۰ تا ۴۲ روزه تعلیق شدند — مجازاتی تقریباً معادل تخلف پارک در جای غیرمجاز برای مأموریتی که حالت شکست آن یک رئیس‌جمهور مرده است.

پس از باتلر: استعفایی که اصلاحات نبود

واکنش در بالا با واکنش در پایین مطابقت داشت. مدیر کیمبرلی چیتل در ابتدا بخشی از مسئولیت را به گردن پلیس محلی انداخت تا این‌که تحت فشار کنگره استعفا داد. خروج او شکل ترجیحی پاسخگویی سازمان بود: نامی در بالا تغییر می‌کند، گزارشی ثبت می‌شود، و همان ساختار زیردست بدون مزاحمت به کار خود ادامه می‌دهد.

رویدادهای بعدی اثبات این ماجرا هستند. هر نفوذ بعدی در این پرونده پس از باتلر، پس از بررسی پس از مرگ، پس از تعهدات به اصلاحات رخ داده است — و هر کدام عناصری را تکرار کرده است که قرار بود رویداد باتلر درمانشان کند. ظرف یک سال، یک بازوی رسمی دولت ایالات متحده آن را به صورت مکتوب بیان می‌کرد.

این اعتماد مکتوب در سپتامبر ۲۰۲۵ رسید، زمانی که بازرس کل وزارت امنیت داخلی یافته‌هایی را منتشر کرد — با این نتیجه که رهبران ایالات متحده «ممکن است زخمی یا حتی کشته شوند» زیرا سرویس مخفی دیگر نمی‌توانست شایستگی حرفه‌ای پرسنل خود را تأیید کند.

اعداد پشت آن جمله به همان اندازه محکوم‌کننده هستند. کارکنانی که در آزمون‌های مجدد صلاحیت سلاح گرم مردود شده بودند، همچنان از مقامات عالی‌رتبه محافظت می‌کردند. به گزارش بلومبرگ، هیچ تک‌تیراندازی در یگان ضدتک‌تیرانداز از بهار ۲۰۲۴ مجدداً در تیراندازی روزانه با تفنگ صلاحیت نگرفته بود. ساعات اضافه کار به نزدیک ۲۴۸,۰۰۰ ساعت رسیده بود — نشانه‌ی واضحی از یک نیروی کار خسته که بین تعداد زیادی از افراد اصلی مشترک است.

در عمل، خود سازمان، به صورت مکتوب، نفوذهایی را که در شرف وقوع بودند، پیش‌بینی کرده بود. موارد زیر را باید به عنوان تأیید آن پیش‌بینی خواند، نه شگفتی‌های جدید. اولین تأیید تقریباً بلافاصله آمد.

سپتامبر ۲۰۲۵: پریدن از حصار

تنها چند هفته پس از یافته‌های بازرس کل، در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵، مردی از سمت جنوب شرقی ساختمان خزانه‌داری ایالات متحده که در مجاورت کاخ سفید است، از حصار بالا رفت و توسط واحد یونیفرم‌پوش سرویس مخفی به دلیل ورود غیرقانونی دستگیر شد. این رویداد نفوذ دسامبر ۲۰۲۴ را تکرار کرد که در آن شخص دیگری در حال بالا رفتن از حصار موقت کاخ سفید دستگیر شده بود.

دو نفوذ از حصار در عرض یک سال، که گزارش بازرس کل را در بر می‌گیرد، نشان می‌دهد که حلقه بیرونی نفوذپذیر صرفا یک آرایه ادبی نیست. این وضعیت عملیاتی روتین مجموعه کاخ سفید است. آن‌چه بعداً تغییر کرد، حلقه نبود، بلکه مهاجم بود — که قرار بود این‌بار «مسلح» بیاید!

۲۱ فوریه ۲۰۲۶: مسلح در مار-ئه-لاگو

شدت یافتن این روند ضعف و فرسایش، این‌بار در پالم بیچ ظاهر شد. به گزارش فاکس نیوز و گزارش‌های وابسته، یک جوان ۲۱ ساله با یک تفنگ ساچمه‌ای و یک قوطی بنزین از دروازه شمالی املاک مار-ئه-لاگوی ترامپ عبور کرد، قبل از اینکه توسط مأموران و معاون کلانتر کشته شود. مقامات سابق سرویس مخفی آشکارا هشدار دادند که این رویداد نشان می‌دهد رئیس‌جمهور چقدر در برابر «تهدیدات برآمده از فناوری‌های ساده» آسیب‌پذیر باقی مانده است — تهدیداتی که هر تیم محافظتی جدی باید جلوی دروازه متوقف کند، نه جلوی درب شخص اصل مورد حفاظت.

آستین تاکر، ۲۱ ساله، عامل نفوذ در محل اقامت ترامپ
خط ارتباطی از مورد نفوذ کودک نوپای ۲۰۲۳ مستقیم است: همان فلسفه محیطی، همان وضعیت واکنشی — فقط این بار مهاجم به جای کنجکاوی، یک سلاح حمل می‌کند. گام بعدی، زمانی که منحنی ترسیم شد، گامی است که هیچ‌کس نمی‌خواست با صدای بلند اعلام کند: مهاجم مسلح در داخل حلقه.

۲۶ آوریل ۲۰۲۶: نفوذ به سالن رقص

دو ماه بعد، رویدادی رخ داد که باعث ایجاد این پرونده تحقیقانی در این رسانه شد. یک فرد مسلح غیرنظامی خود را از یک ایستگاه بازرسی در هتل واشینگتن که میزبان شام سالانه خبرنگاران کاخ سفید بود، عبور داد، آتش گشود و یک مأمور سرویس مخفی را زخمی کرد که جلیقه ضدگلوله‌اش گلوله را جذب کرد. خود پلیس واشینگتن اعتراف کرد که حیرت‌زده است از اینکه یک غیرنظامی بدون سابقه جنگی می‌تواند از حلقه محافظتی محافظت از یک رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور فعلی عبور کند.

هر شکست قبلی در این گاه‌شماری در این قاب واحد قابل مشاهده است: محیط نفوذپذیر ۲۰۲۳، تقویت نیروی ردشده ۲۰۲۲–۲۰۲۴، پرسنل بی‌صلاحیت گزارش بازرس کل ۲۰۲۵، و هشدار تهدید فناوری ساده از مار-ئه-لاگو دو ماه پیش. سپر حفاظتی، تاب نیاورد؛ جلیقه ضدگلوله تاب آورد. این‌ها یکسان نیستند.

بازداشت شد — زنده و بدون آسیب — پس از آنکه از حلقه سرویس مخفی که به سمت او آتش گشوده بود، پیشی گرفت. ظاهراً مسلح به تفنگ ساچمه‌ای، یک تپانچه و دو چاقو.

خواندن زنجیره، نه فهرست

وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، رویدادها دیگر به عنوان داستان‌های جداگانه خوانده نمی‌شوند و به عنوان یک داستان واحد خوانده می‌شوند.

آنچه این پرونده را از یک فهرست روزنامه‌های زرد جدا می‌کند، ترتیب مدخل‌هاست: کودک نوپا حلقه را افشا می‌کند؛ تصمیمات انکار، تیم را نازک می‌کند؛ باتلر تلفات پیش‌بینی‌شده را تحویل می‌دهد؛ استعفای چیتل جایگزین اصلاحات می‌شود؛ بازرس کل اختلال را به اعداد تبدیل می‌کند؛ پرنده از حصار سپتامبر ۲۰۲۵ آن اعداد را در خیابان تأیید می‌کند؛ مار-ئه-لاگو مهاجم را مسلح می‌کند؛ شام خبرنگاران مهاجم مسلح را به داخل حلقه دور دو شخص اصلی به طور همزمان می‌آورد.

و زنجیره در سال ۲۰۲۳ آغاز نشد — بلکه در آن‌جا از سر گرفته شد، از کارتاگنا، گونزالس و حادثه برخورد با سد امنیتی ۲۰۱۵، زمانی که همان سه آسیب‌شناسی قبلاً نشان داده شده، تشخیص داده شده و سپس به صورت اداری دفن شده بودند.

هر رویداد گام منطقی بعدی رویداد قبلی است، و هیچ چیز در سابقه توالی را قطع نمی‌کند — هیچ اصلاحات ساختاری، هیچ بازنشانی آموزشی، هیچ بازاندیشی فرهنگی. این همان رسوایی واقعی است: نه اینکه هیچ‌یک از اینها اتفاق افتاد، بلکه اینکه هر کدام وقوع بعدی را محتمل‌تر کرد، و سازمان زنجیره را نشکست.

مسئله پرتورینی

اگر زنجیره، تشخیص باشد، استعاره، پیش‌آگهی است. سرویس مخفی ایالات متحده امروز شبیه کلیسای جامعی است که شیشه‌های رنگی آن هنوز از خیابان تحسین می‌شوند در حالی که تیرهای سقف بی‌صدا می‌پوسند. هر نشتی و رطوبت تازه، به عنوان خاصیت طبیعی آب و هوای فصل، تلقی می‌شود —صرفا یک باد یا باران بی‌موقع— در حالی که سابقه، نشان‌دهنده‌ی ساختمانی است که بیش از یک دهه نگهداری نشده است.

باتلر «طوفان کامل» نامیده شد، اما طوفان‌ها ذاتاً استثنایی هستند؛ آنچه برای تیم محافظتی آمریکا رخ داده به تغییرات اقلیمی نزدیک‌تر است: قابل پیش‌بینی، تجمعی، و در هر فصل بعدی قابل مشاهده. استعاره عمیق‌تر، امپراتوری است. رم به این دلیل سقوط نکرد که لژیون‌هایش فراموش کردند چگونه رژه بروند؛ سقوط کرد زیرا گارد پرتورینی(نخبه‌ترین واحد ارتش رُم) شروع به این باور کرد که یونیفرم همان شغل است. الگو از حصار ۲۰۲۳ تا شام خبرنگاران ۲۰۲۶ یکی است — نیرویی که هنوز هدفون و سنجاق سینه را می‌پوشد، هنوز روی پشت‌بام‌ها ژست می‌گیرد، هنوز بیانیه‌های مطبوعاتی صادر می‌کند، و هنوز، با فراوانی فزاینده، اجازه می‌دهد مردی با تفنگ ساچمه‌ای از کنارش بدود.

مخالفان واشینگتن نیازی به مطالعه این مطالب ندارند؛ آن‌ها فقط باید بشمارند. هر نفوذ متوالی، یک مهاجم مسلح را نزدیک‌تر از نفوذ قبلی به شخص اصلی آورده است — نه فقط یک سری شب‌های بداقبالی، بلکه امضای عملیاتی برای سپری که فراموش کرده چرا ساخته شده است، و هشداری، نوشته شده در تصاویر، که قاب بعدی ممکن است با جلیقه ضدگلوله‌ای که کار محافظ را انجام می‌دهد پایان نیابد.